آهسته و آهسته، نرم نرمک، روان و دوان به سوی آرزوها...........
هر روز می رویم و خسته نمی شویم
هر روز می جنگیم و فریاد نمی زنیم
هر روز با روحی پر از امید که گاه به دلخواه و گاه به زور به کالبدمان دمیده ایم،....
می شتابیم.....................
شتابان ! حتی به تنهایی..........
هر روز پر می شویم از
خاطره ها از امید
هر روز طلوع ندیده را به غروب ندیده هدیه می دهیم بی خبر!
و نیک می دانیم که آینده مال ماست....................
آینده ای که بهایش امروز ماست.
جوانی من و تو.....
شور و ذوق ماست
تلاش و همت ما!
و این بار
و امسال
من خود را بیش از هر سالی دوست می دارم و به خود اطمینان دارم
که امسال من می توانم
و خواهم توانست آخرین پله ی موفقیت را
برای فتح بزرگ ترین هدف
که سالهاست برای آن تلاش کرده ام!
برسم....
من هنوز هم امیدوارم (:
.... کمکم کن
|
روز یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
|
|



